![]() |
![]() |
|
|
زندگي سخته با نا برابري هاش زندگي سخته با حسادت مردم هاش زندگي سخته با نرسيدن آدم به آرزو هاش زندگي سخته با تبعيض هاش ميگن زندگي قشنگه ولي... نيست... آخه واسه همه يه جور نيست دوستاي خوبم آدم وقتي مي بينه يكي با همون خصوصيات با همون شرايط تو خودشو واست مي گيره خيلي ناراحت مي شه. اونجاست كه يه جورايي از زندگي و دنيا بدش مياد.آخه بعضي وقتا دنيا خيلي نامرده. در نهايت مي شه گفت:(( زندگي با همه قشنگي هاش خيلي بده، واسه خاطر همون چيزايي كه گفتم.))
|
|
+ نوشته شده در
87/06/17ساعت 16:28 توسط هاشم |
|
|
زندگي فرصت بس كوتاهيست تا بدانيم كه مرگ آخرين نقطه پرواز پرستوها نيست مرگ هم حادثه است مثل افتادن برگ كه بدانيم پس از خواب زمستاني خاك نفس سبزبهاري جاريست.
|
|
+ نوشته شده در
87/06/04ساعت 23:29 توسط هاشم |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
87/05/28ساعت 0:12 توسط هاشم |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
87/05/17ساعت 23:23 توسط هاشم |
|
|
جواني چنين گفت روزي به پيري كه چون است با پيريت زندگاني بگفت، اندر اين نامه حرفي است مبهم كه معنيش جز وقت پيري نداني تو ، به كز توانايي خويش گويي چه مي پرسي از دوره ناتواني جواني نكو دار كاين مرغ زيبا نماند در اين خانه استخواني متاعي كه من رايگان دادم از كف تو گر مي تواني ، مده رايگاني هر آن سرگراني كه من كردم اول جهان كرد از آن بيشتر،سرگراني چو سرمايه ام سوخت از كار ماندم كه بازي است، بي مايه بازارگاني از آن برد گنج مرا ، دزد گيتي كه در خواب بودم گه پاسباني
|
|
+ نوشته شده در
87/05/10ساعت 23:50 توسط هاشم |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
87/04/28ساعت 2:28 توسط هاشم |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
87/04/20ساعت 23:30 توسط هاشم |
|
|
غم هجران تو را چاره و درمان چه کنم |
|
+ نوشته شده در
87/04/17ساعت 6:50 توسط هاشم |
|
|
هنگام سپيده دم خروس سحري داني كه چرا همي كند نوحه گري يعني كه نمودند در ايينه صبح كز عمر شبي گذشت و تو بي خبري
|
|
+ نوشته شده در
87/04/02ساعت 23:40 توسط هاشم |
|
|
اي عشق مدد كن كه به سامان برسيم
چون مزرعه تشنه به باران برسيم
دوستان با توجه به نزديك شدن امتحانات پايان ترم تا ۲/۴/۸۷ شايد نتونم اپ كنم. مي بخشيد.
|
|
+ نوشته شده در
87/03/09ساعت 4:8 توسط هاشم |
|
|
خداوند بي نهايت است و لا مكان و بي زمان ، اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدر آرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي گردد.
|
|
+ نوشته شده در
87/03/07ساعت 1:39 توسط هاشم |
|
|
غصه نخور ، اي دل بي كسم
گريه نكن گلم ، همه كسم رسم دنيا بي وفاييه دلكم دلكم... دل من ، بغضتو بشكن غريبگي نكن با من ببار مثل ابر بهار دل من... اونيكه تو رو شكسته ، خدا جوابشو مي ده ، ببار مثل ابر بهار دلكم... |
|
+ نوشته شده در
87/03/06ساعت 1:6 توسط هاشم |
|
|
افسوس...
آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي ميكنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي ميكنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميكشيم.
|
|
+ نوشته شده در
87/03/04ساعت 21:30 توسط هاشم |
|
|
ميگن مستي گناهه ، به انگشت ملامت
بايد مستارو پس زد ، به شلاق ندامت سبوي ما شكسته ، در ميكده بسته اميد همه ما ، به همت تو هسته به همت تو ساقي تو كه گره گشايي تو كه ذات وفايي هميشه يار مايي
|
|
+ نوشته شده در
87/03/04ساعت 0:29 توسط هاشم |
|
|
+ نوشته شده در
87/03/02ساعت 11:9 توسط هاشم |
|
|
سينه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشي بود در اين خانه كه كاشانه بسوخت جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت چون من از خويش برفتم دل بيگانه بسوخت خانه عقل مرا آتش ميخانه بسوخت همچو لاله جگرم بي مي و خمخانه بسوخت خرقه از سر به درآورد و به شكرانه بسوخت كه نخفتيم شب و شمع به افسانه بسوخت ”حافظ“
|
|
+ نوشته شده در
87/03/02ساعت 0:19 توسط هاشم |
|
|
با هر كه دمي عشق تو آميخته شد
گويي كه بلا بر سر او ريخته شد منصور ز سر عشق تو مي داد نشان حلقش به طناب غيرت آويخته شد
|
|
+ نوشته شده در
87/03/01ساعت 23:19 توسط هاشم |
|
|
هر كس بد ما به خلق گويد ، ما ديده به هم نمي خراشيم
ما خوبي او به خلق گوييم ، تا هر دو دروغ گفته باشيم
چه ديدم ، چه كشيدم ، نديدم ، نشنيدم كه كس كشيده باشد ، ستمي كه من كشيدم
|
|
+ نوشته شده در
87/03/01ساعت 0:8 توسط هاشم |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
87/02/31ساعت 23:58 توسط هاشم |
|
|
اي كه مي پرسي نشان عشق چيست!
عشق چيزي جز ظهور مهر نيست عشق يعني مهر بي چون و چرا عشق يعني كوشش بي ادعا عشق يعني مهر بي اما اگر عشق يعني رفتن با پاي سر عشق يعني دل تپيدن بهردوست عشق يعني جان من قربان اوست عشق يعني خواندن از چشمان او حرفهاي دل بدون گفتگو عشق يعني عاشق بي زحمتي عشق يعني بوسه بي شهوتي ((
|
|
+ نوشته شده در
87/02/31ساعت 1:11 توسط هاشم |
|
|
امشب زغمت ميان خون خواهم خفت وزبستر عافيت برون خواهم خفت باور نكني خيال خود را بفرست تا در نگرد كه بي تو چون خواهد خفت ”حافظ“
|
|
+ نوشته شده در
87/02/30ساعت 23:40 توسط هاشم |
|
|
هر دوست كه دم زد ز وفا دشمن شد هر پاك روي كه بود تر دامن شد گويند شب آبستن و اين است عجب كو مرد نديد از چه آبستن شد ”حافظ“
|
|
+ نوشته شده در
87/02/30ساعت 23:12 توسط هاشم |
|
|
شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد ، بيدار باش ، من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را روي گونه هايت مي گذارم ، تا بداني توستت دارم.
((
|
|
+ نوشته شده در
87/02/30ساعت 2:29 توسط هاشم |
|
|
هر آنكس عاشق است از جان نترسد يقين از بند و از زندان نترس دل عاشق بود گرگ گرسنه كه گرگ از هي هي چوپان نترسد ” باباطاهر“
|
|
+ نوشته شده در
87/02/30ساعت 1:49 توسط هاشم |
|
|
عشق عشق قرمزه
هرچی که عشقه قرمزه خونِ تو رگات قرمزه قهرمانی مالِ قرمزه ( شش امتياز كم مي شه - بازم قهرمان مي شه)
|
|
+ نوشته شده در
87/02/28ساعت 0:42 توسط هاشم |
|
|
عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني با جهان بيگانگي عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني زنگي اندوهبار عشق يعني هرچه بيني اشكبار
|
|
+ نوشته شده در
87/02/27ساعت 1:4 توسط هاشم |
|
|
خوشا آنان كه در بازار گيتي خريدار وفا بودند و هستند خوشا آنان كه در راه رفاقت ، رفيق باوفا بودند و هستند
|
|
+ نوشته شده در
87/02/27ساعت 0:51 توسط هاشم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| سخن نويسنده |
با سلام به وبلاگ من خوش آمديد.(wellcom)
من هاشم متولد 1365 از شهري كويري با مردمي خون گرم و با صفا. دانشجوي كارشناسي الكترونيك ، عاشق ماشين و مسابقات اتومبيل راني. وبلاگم هم سرشار از عشق. .... I LOVE |
|
RSS
|